وبلاگ شخصی محمد غفاری

جدیدترین مقالات در حوزه کسب و کار موفق و ثروت آفرینی را در سایت محمد غفاری بخوانید

وبلاگ شخصی محمد غفاری

جدیدترین مقالات در حوزه کسب و کار موفق و ثروت آفرینی را در سایت محمد غفاری بخوانید

آموزش بازاریابی

سه سوال کلیدی با توجه با بازاریابی 
اینها سه سوال کلیدی هستند که با توجه بازاریابی به یک محصول یا یک ایده جدید بایستی پرسیده شوند.

سه سوال مهم:
(سوال اول)....وبسیار تعجب آور است که چندین شرکتی که به آنها مشاوره می دهند هرگز از سوال اول پیشتر نرفته اند. سوال اول این است که: آیا بازاری وجود دارد؟ به عبارت دیگر: آیا افراد دیگری هستند که خریدار محصول یا خدماتی هستند که شما قصد دارید به بازار ارائه دهید؟ یادتان باشد آمار اصلی 80-20 است. در واقع 80-20-1 است.80-20 یعنی 80% از محصولات جدید با شکست رو به رو می شوند.
آنها سهم بازار کافی به دست نخواهند آورد و ارزش ادامه دادن را ندارند و ممکن است شرکت ضرر داده و بعضی اوقات خیلی ضرر کند. 20 درصد از آنها تا جایی پیشرفت خواهند کرد که هزینه های سرمایه گذاری آنها بازگشت یافته و به سود می رسند و یکی از آنها تبدیل به ستاره خواهند شد. این به این معنی است که از بین 100 محصول جدیدی که هر سالی وارد بازار میشود فقط یکی از آنها به بهترین فروش دست پیدا خواهد کرد.
معنای این حرف برای شما چیست؟ یا چیزی که باید به شما بگوید این است که بهتر است به خوبی اطمینان حاصل کنید که برای هر محصولی که ارائه می دهید بازار وجود دارد و اگر انتظار دارید که تبدیل به ستاره شوید باید تعداد زیادی محصول به بازار ارائه دهید.
سوال دوم این است که:آیا بازار به اندازه کافی بزرگ است؟بسیار تعجب آوراست که این سوالی است که معمولا به افراد به آن پاسخ نمیدهند.افراد این سوال را از خود نپرسیده و به آن جواب نمیدهند.آیا بازار به اندازه کافی بزرگ هست؟تنها به دلیلی که یکی دراینجا و یکی در آنجا یک نفر در جای دگر می گوید که ((بله ما کالا یا خدمات شما را خریداریم)) آیا افرادی به اندازه کافی هستند که ارزش سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و تولید را داشته باشد.آیا بازار به اندازه کافی متمرکز هست که بتوانید از طریق یک کانال توزیع موجود به آن دسترسی پیدا کنید؟و...

لینک مقاله

 

 

 

تبلیغات

ویژگی های تئوری خلاقیت در بازاریابی و تبلیغات

با توجه به نظریه تریز ، راهکارهای خلاقانه تبلیغاتی باید دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد:

  1. سیستماتیک و دارای روندی پله ای باشد. مانند رسانه های تبلیغاتی که ابداع می شوند تا به تبلیغ یک پیام به صورت پله ای بپردازد.
  2. یک راهنما برای رسیدن به راه حل های مطلوب باشد.
  3. تکرارپذیر و قابل اطمینان بوده و به ابزارهای روان شناختی متکی نباشد. این ویژگی به ویژه باید در پیام های تبلیغاتی، ارتباطات بازاریابی و تکنیک های روابط عمومی کاربردی باشد. پیام ها، تصاویر، رسانه ها، سناریوها، رنگها و طرحها باید از قابلیت اطمینان و تکرار پذیری برخوردار باشند.
  4. توانایی دسترسی به دیگر علوم و دانش های ابداعی را داشته باشد. ایده های خلاقانه و اختراع شده تبلیغاتی با علومی مانند فلسفه، هنر، زبان شناسی، ارتباطات، ادبیات، بازاریابی و ... در ارتباط است لذا هر ایده ی خلاقانه تبلیغاتی، باید بتواند زنجیره ای از این علوم را نیز در برگیرد.
  5. به اندازه کافی برای مبتکران قابل پیگیری و اجرایی باشد.

لینک مقاله

 

تبلیغات

بازاریابی

به عصر سوم بازاریابی خوش آمدید
در سال های گذشته ، بازاریابی در سه عصر تکامل پیدا کرده است ، این سه عصر  عصر اول) ، ( عصر دوم ) و(عصر  سوم) نامیده میشود؛ اما هنوز بعضی از شرکت ها اصول بازاریابی عصر اول را اجرا می کنند، بعضی از آنها بازاریابی عصر دوم را مورد نظر قرار می دهند و تعداد اندکی نیز در حال حرکت به سمت بازاریابی عصر سوم هستند ، در این بین بزرگترین فرصت ها نصیب شرکت هایی می شود که بازاریابی عصر سوم را اجرا می کنند .

سال ها قبل ، در دوره انقلاب صنعتی که فناوری اصلی ماشین آلات صنعتی بود ، وظیفه بازاریابی، فروش محصولات تولیدی به همه افراد علاقه مند به خرید بود .محصولات تولیدی این دوره بیشتر محصولات مبتنی بر نیازهای ابتدائی و با هدف پاسخ گوئی به نیازهای بازارهای انبوه طراحی شده بودند. هدف این دوره یکسان سازی فرآورده ها و تولید در مقیاس انبوه ، برای کاهش هزینه ها بود تا خریداران بیشتری بتوانند محصول مورد نظر را خریداری کنند.
خودرو مدل تی هنری فورد ، نماد این راهبرد بود. فورد می گفت : مشتریان می توانند هر رنگ خودرویی که علاقه مند هستند انتخاب کنند، به شرط اینکه مشکی باشد.
این ویژگی بازاریابی عصر اول یا عصر محصول گرایی بود.

لینک مقاله

 

بازاریابی

نکاتی برای فروش موفق از زبان توماس کارلایل

کارِ ما این نیست که سرِ خود را با چیزهایی که از فاصله های دور سوسو میزنند گرم کنیم. کارِ ما این است که به چیزهایی که همینجا به وضوح در دسترس ما قرار دارند بپردازیم و رسیدگی کنیم. در این قسمت قصد داریم نکات مهم این مجموعه از مقالات را جمع بندی کنیم:

قبل از هر کاری، ابتدا سعی کنید ظاهر آراسته ای داشته باشید. گفتیم که این قول معروف اشتباه نیست که همیشه گفته اند: عقل مردم در چشم شان است! اگر میخواهید مشتری ذهنیت مثبتی نسبت به شما پیدا کند، باید هم به شیک و آراسته بودن ظاهر و چهره و لباس تان توجه داشته باشید و هم به چند جمله ی اولِ پس از ملاقات با مشتری که از دهان تان بیرون می آید دقت داشته باشید. اگر بتوانید این قدم اول را درست بردارید، میتوانید روی موفقیت بقیه ی گفتگویتان با مشتری حساب کنید.

در مرحله ی بعد باید سعی کنید با مشتری ارتباطی دوستانه، صمیمی و مؤثر و بر اساس حس اعتماد و اطمینان برقرار کنید. به زبان ساده باید بگویم باید کاری کنید که او از شما خوشش بیاید و هرچه توصیه میکنید، با کمترین تردید و نگرانی آن را هضم کند و بپذیرد.

لینک مقاله

 

فروشنده موفق

برای فروش موفق به چه نکاتی باید توجه داشت؟

برای فروش موفق به چه نکاتی باید توجه داشت؟

در فرآیند فروش واقعیتی وجود دارد که می گوید: «هیچ وقت نمیتوانی به کسی که دوستش نداری چیزی بفروشی.» قبل از هر تلاشی برای فروش، ابتدا باید بتوانید ارتباط دوستانه ای با مشتری برقرار کنید.
مشتری بالقوه بسیار است. مهم این است که شما چند درصد از این مشتری های احتمالی را بتوانید به مشتری بالفعل تبدیل کنید و محصول تان را به پول تبدیل کنید و یک فروش موفق داشته باشید. در این مورد  مشتری یابی یکی از ارکان مهم و تایین کننده است.
قاعده ای کلی در مورد فروش وجود دارد که می گوید: شما هر حرفی که درباره ی کالا یا خدماتتان بزنید و هر تبلیغ و تعریفی از آن بکنید، مشتری آن را مبالغه آمیز و غیر واقعی خواهد پنداشت.
وقتی از عالی و بی عیب و نقص بودنِ کالا یا خدماتتان اطمینان دارید، چرا اجازه نمی دهید مشتری تان آن را قبل از خرید امتحان کند؟!
وقتی می بینید که طرف مقابل شما (مشتری) نمیداند که محصول شما را واقعاً میخواهد یا نه، کافی است به او بگویید که بعداً شاید نتوانند آن کالا را بدست بیاورند. با این تلنگر، تردیدشان از بین می رود و از بین این دو راهی یکی را انتخاب می کنند (به احتمال زیاد، محصولتان را می خرند.)
هیچ وقت فکر نکنید که وقتی شما قاطعانه و با اطمینان در مورد محصولتان صحبت می کنید، پس حتماً مشتریتان هم این ویژگی ها را به عنوان واقعیت می پذیرند. اینکه شما بگویید که فلان چیز، حقیقتی است در مورد محصول شما، به این معنا نیست که مشتری هم حرف شما را باور میکند.

لینک مقاله